Prev page

fehrest page

Next page

امام اباالقاسم محمد الحجه الخلف الصالح (المهدى ) عليه السلام
در شب پانزدهم ماه شعبان سال 255 هجرى ، خداوند به پيشواى يازدهم شيعيان فرزندى داد كه نامش را (محمد) گذاردند. مادرش دخترى از بلاد آسياى صغير و روم بود كه (نرگس ) نام داشت . بانويى بود از شاهزادگان رومى و متجلى به صفات و منش هاى ذاتى و اكتسابى كه از محضر امام دهم عليه السلام كسب كرده بود و عروس آن امام و همسر فرزندش امام يازدهم عليه السلام گرديد. اين نوزاد كه به مثابه طلوع خورشيد بامدادى ، همه در انتظار آن هستند و هيچ ترديدى هم در طلوعش ندارند، در سامرا، چشم به جهان گشود. امام مهدى موعود عليه السلام ، تا سال 260 هجرى كه پدر زنده بود، تحت كفالت و تربيت پدر مى زيست و براى اين كه ماموران دولت عباسى ، از تولدش آگاه نشده و او را نكشند، از انظار، پنهان بود. و تنها خواص از شيعه ، محضر آن امام را درك مى كردند. پس از شهادت پدر، امامت براى امام عصر عليه السلام استقرار يافت و به امر خداوند غيبت اختيار كرد و تنها با نواب خاص خود در ارتباط بود. (161)
ابن صباغ مالكى درباره امام دوازدهم از قول دانشمندان شهير اسلامى مى نويسد: (امام يازدهم ، هيچگونه فرزندى به غير از محمد الحجه المهدى عليه السلام ، نداشت به هنگام مرگ پدر، پنج ساله بود و خداوند او را پايگاه حكمت قرار داده بود. مانند يحيى عليه السلام كه در كودكى به امامت رسيد و مانند عيسى عليه السلام كه در گاهواره ، مقام نبوت را دريافت ، و به آشكارا مى توان درك كرد كه تمام پيامبران عالم و ائمه و پيامبر اسلام عليه السلام همه بالاتفاق او را به صاحب السيف ، القائم و العبد الصالح ، توصيف كرده اند، او داراى دو غيبت است : صغرى ، و آن از آغاز ولادت است تا انقطاع سفارت ، ميان او و شيعيان ، مگر عده اى خاص ، و ديگرى : كبرى ، و آن تا آن گاهى است كه قيام مسلحانه كند و جهانى كه در انتظار اوست ، روشن از عدل سازد.) (162)
رابطه امام زمان عليه السلام با شيعيان 
عثمان بن سعيد از شخصيت هاى برجسته اسلامى است و سال ها از پيشگاه امام دهم و يازدهم ، بهره هاى علمى و توحيدى ، گرفته است . عثمان ، كه شديدا مورد وثوق و امين امام عصر عليه السلام بود به مقام نيابت خاص رسيد و پل ارتباط، ميان شيعيان و امام گرديد.
محمد عثمان ، پس از مرگ پدر و پس از مرگ او نيز حسين بن روح نوبختى و بعدا على بن محمد سمرى از ناحيه مقدسه امام عصر عليه السلام به ترتيب ، به نيابت مفتخر شدند. در سال 329 هجرى به على بن محمد سمرى از سوى امام عصر عليه السلام ابلاغ گرديد كه تا شش روز ديگر بدرود حيات خواهد گفت و پايان نيابت خاصه و آغاز غيبت كبرى خواهد بود. و تا روزى كه خداوند فرمان ظهور دهد، غيبت داوم خواهد يافت . فراموش نكنيد براى اين توقيع و دستور، غيبت امام عصر عليه السلام به دو بخش تقسيم مى گردد:
اول : غيبت صغرى كه از سال 260 هجرى آغاز در سال سيصد و بيست و نه ، انجام مى پذيرد و امتداد آن هفتاد سال است .
دوم : غيبت كبرى كه از سال 329 آغاز و به گفته پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله كه شيعه و سنى نقل كرده اند: اگر نمانده باشد از دنيا مگر يك روز خدا آن روز را دراز مى كند، تا مهدى از فرزندان من ظهور نموده دنيا را پر از عدل و داد كند، چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد.) (163)
سمرقند 
از جمله واردين به سمرقند از اولاد عباس به على عليه السلام ، و از منتقلان نسا به سمرقند، ابوالقاسم على بن ابى الطيب محمد بن حسين بن على بن عبيداللّه بن عباس (164) بازماندگان وى عبارتند از: ابوطالب محمد نقيب شهر نسا و ابوالطيب عبدالله . (165)
جناب حسن بن على بن حسين بن قاسم بن حمزه بن عبيدالله بن عباس بن اميرالمومنين عليهماالسلام ، در سمرقند است . (166)
سمنان 
معصوم زادگان (سادات ابوالفضلى و سجادى )
محلات ثلاث (زاوغان ، كوشمغان ، كديور) در گوشه امنى واقع شده و از قديم الايام كمتر مورد هجوم طوايف مختلف ، بخصوص خلفاى عباسى ، قرار گرفته است . به همين علت سادات سجادى و ابا الفضلى ، كه دائما مورد تعقيب عمال بنى عباس بوده اند، اين نقطه را براى سكونت خود انتخاب كرده و در آنجا به نشر مذهب اسلام پرداخته اند. (167)
به طورى كه شايع است ، در محله زاوغان 24 نفر از معصوم زادگان مدفونند كه مدفن برخى از آنها نامعلوم است . آيه الله علامه آقاى شيخ محمد صالح حائرى مازندرانى (ره ) سه عدد لوح در شرح احوال معصوم زادگان اين ناحيه نوشته و دربارگاه آنان نصب نموده اند. از جمله ساداتى كه در زاوغان سمنان سكونت اختيار نموده اند، فرزندان عمر اشرف بن على بن حسين عليه السلام مى باشند كه سلسله ايشان را (سادات شرفشاهى ) مى نامند. گروهى نيز از اعقاب عبدالله اعرج بن حسين اصغر بن امام زين العابدين عليه السلام مى باشند كه سلسله ايشان به (سادات اعرجى ) معروف است . همچنين بايد از سلسله سادات (مرعشى ) نام برد كه از اعقاب برادر اعرج حسين بن اصغر و اولاد مرعش بن عبيدالله بن محمد بن حسن بن حسين اصغر بن امام زين العابدين عليه السلام هستند و در بلاد خراسان و شوشتر و اصفهان و مازندران و قزوين منتشر شده اند و مير قوام الدين شهير به مير بزرگ آملى (متوفى 781 ق ) از ايشان است . مير قوام الدين همان شخصيتى است كه سلاطين مرعشيه و قواميه مازندرانى به وى منسوبند و در آمل آرامگاه عجيبى دارد. نيز چهار تن از اولاد حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام شش تن از اولاد حضرت امام سجاد عليه السلام ، دربارگاه علوى نزديك امامزاده اشرف مدفونند. (168)
آستانه مباركه بقاع متبركه علويان (169)
در محلات سمنان ، خيابان خرمشهر، بقعه اى بزرگ و تاريخى وجود دارد كه به امامزاده علوى معروف است . با تحقيقاتى كه از سوى مرحوم آيه الله علامه حائرى مازندرانى درباره سلسله نسب مدفونين اين بقاع صورت گرفته و در لوحى ثبت و در حرم مطهر نصب گرديده ، مدفونين اين بارگاه ده تن ذكر شده اند كه 8 تن آنها در داخل بنا و دو تن ديگر در خارج و در صحن شرقى مدفونند و اسامى آنها عبارتند از:
1. عبيدالله بن حسن ، كه با ساير سادات علوى در گرگان بوده ، سپس به بلاد قومس مخصوصا سمنان ، كه در آن زمان مامن سادات ابوالفضلى و سجادى بوده است ، آمده و چندى نيز قاضى القضاه بوده است . وى در سال 204 و 205 هجرى به سمت اميرالحاج منصوب و به حج مشرف گرديد. سال وفات نامبرده بايد پس از بازگشت از حج ، يعنى سال 205 هجرى قمرى به بعد، باشد.
2. عبيدالله بن عباس ثانى ، فرزند حسن بن عبيدالله بن ابوالفضل العباس ‍ عليه السلام و برادرزاده عبيدالله بن حسن
3. قاسم بن على اشرف ، فرزند امام زين العابدين عليه السلام و برادر ناصر كبير پادشاه و ديلم .
4. عبيدالله اعرج بن حسين اصغر بن امام زين العابدين عليه السلام كه يكى از سادات جليل القدر و نام آور زمان خود بوده است . گويند ابوالعباس ‍ سفاح هشتاد هزار دينار مقررى براى وى تعيين كرده بود. درباره وفات وى روايات مختلفى وجود دارد: عده اى معتقدند وى هنگام بازگشت از خراسان با فرزندش ، زين الدين على صالح ، پس از ملاقات با ابومسلم خراسانى در امروان دامغان فوت مى كند و زين الدين جسد پدر را به محلات سمنان (زاوغان ) مى آورد، برخى عقيده دارند كه ابومسلم به وسيله زهر وى را شهيد نموده است ، ولى صاحب كتاب (استظهار) مى نويسد: (زين الدين جلوتر از پدر به قريه زاوغان مى رسد و خبرمرگ پدر را بعدا به او اطلاع مى هند)
5. ابو جعفر محمد، فرزند قاسم بن على اشرف ، از فقها و زهاد و عباد بوده است . وى از ترس معتصم به خراسان آمد و در آنجا چهل هزار نفر با وى بيعت كردند، ولى عبدالله بن طاهر به دستور خليفه عباسى وى را دستگير و به سامرا اعزام داشت و در اين شهر به امر خليفه وى را در برج معتصم ، كه امروز نيز وجود دارد، زندانى كردند. عده اى از مريدان وى او را آزاد ساخته و به زاوغان امروز، كه از گزند خلفاى عباسى در امان بود، آوردند.
6. عبدالله بن عبيدالله اعرج ، برادر زين الدين على صالح
7. عبدالله بن حسين اصغر، برادر عبيدالله اعرج
8. قاسم به بن عبدالله بن حسين اصغر
9. قاسم بن على بن حمزه اكبر بن حسن بن عبدالله بن حضرت عباس ‍ عليه السلام .
10. قاسم فرزند عبيدالله بن حسن ، از علماى عاليقدر و از اصحاب فاضل حضرت امام حسن عسگرى عليه السلام و نماينده آن حضرت در خراسان ، گرگان و قومس بوده و در عسگريه نيز نشو و نما كرده ، به طورى كه در اين ديار به نام (عسگرى ) معروف شده است . ساختمان امامزاده به صورت يك چهار ضلعى بزرگ است كه از حرم ، گنبد، و دو ايوان شرقى و غربى تشكيل شده است . در اين بنا، كتيبه و يا سنگ نوشته اى كه دال بر تاريخ ايجاد بقعه باشد وجود ندارد، ليكن برابر شواهد موجود، بقعه علويان را مى توان در زمره يكى از آثار تاريخى دوره قاجاريه به حساب آورد كه در زمان فتحعلى شاه قاجار ساخته شده است . ساختمان امامزاده شامل حرم ، رواقهاى طرفين ، دو ايوان و دو صحن شرقى و غربى وسيع مى باشد. اتاق حرم ، عبارت است از محوطه مربع شكلى به ضلع 5/5 متر، كه در وسط اضلاع چهارگانه آن دربى وجود دارد. گنبد بزرگ آن بر روى ساقه اى استوانه اى شكل به ارتفاع 30/2 متر قرار دارد، محيط خارجى گنبد محاذى بام 5/21 متر و ارتفاع آن تا كف حرم بيش از 5/12 متر مى باشد. در وسط حرم و زير گنبد، دو نماى قبر گچى وجود دارد كه در سال 68 بازسازى شده است . داخل بقعه را با گچ سفيد كرده و در آن كوچكترين تزيينى به چشم نمى خورد، ايوان شرقى بيش از 7/5 متر ارتفاع دارد و سطح آن به اندازه 65/1 متر مى باشد ديده مى شود كه در داخل اتاق مستطيل شكل 6*4 قرار گرفته و بر روى آن ضريح آهنى مشبك زرد رنگى وجود دارد و متعلق به قاسم فرزند عبيدالله بن حسن و قاسم فرزند امامزاده اشرف است ، كه به همين نام يعنى امامزاده اشرف هم است ، و همچنين به امامزاده عسگرى نيز معروف است صحن شرقى امامزاده در سال 69 - 68 توسط اوقاف سمنان با همكارى ميراث فرهنگى استان توسعه داده شده و به نحو زيبايى نسبت به باغچه بندى ، ديوار كشى و مفروش نمودن حياط با سنگ قلوه اى اقدام گرديده است . ايوان غربى نيز به ارتفاع 5/7 متر متصل به بقعه و مشرف به حياط وسيع است ، اين ايوان هم حدود 65/1 متر از حياط غربى بلندتر است و به وسيله 6 پله به صحن راه مى يابد. در وسط ضلع شرقى و در بالاى درب ورودى حرم ، كتيبه اى از كاشى لاجوردى مشاهده مى شود كه آيه شريفه آيه الكرسى را به خط ثلث سفيد بر آن نوشته اند.
بقعه متبركه سى سر 
لازم است به مناسبت نقل بقاع متبركه علويان براى اينكه خواننده عزيز با عمق جنايات تاريخ نسبت به آل الله عليهم السلام بيشتر آگاه شود نمونه هايى از اين امر را در تاريخ سمنان متذكر شويم .
بقعه متبركه سى سر
زيارتگاه سى سر در ابتداى خيابان شيخ علاءالدوله سمنانى واقع شده است . مردم سمنان درباره مدفونين بقعه سى سر داستانى شنيدنى نقل مى كنند. گويند در زمان خلافت مامون يكى از سادات علوى مورد تعقيب عمال بنى عباس قرار مى گيرد. وى از ترس جان به سمنان مى گريزد و در سمنان نيز چون مامورين خليفه را در تعقيب خود مى بيند راه فرار خود از بيراهه به طرف شمال سمنان ادامه مى دهد. تصادفا به دهكده در جزين مى رسد. در يكى از باغهاى خارج در جزين عده اى به زراعت مشغول بوده اند، نامبرده به آنان پناه مى برد و جريان تعقيب خود از طرف عمال بنى عباس را براى آنان شرح مى دهد. چون مردم در جزين شيعه اثنى عشرى بوده اند، لذا مقدم او را گرامى داشته و براى نجات وى فكرى مى انديشند. از آنجا كه هر آن انتظار مى رفت مامورين جهت دستگيرى وى از راه برسند، از اين نظر فورا او را در بين خود جاى داده و به لباس دهقانان ملبس ‍ مى سازند. پس از انجام اين كار عمال بنى عباس از راه مى رسند و به جستجو مى پردازند، دهقانان از وجود چنين شخصى اظهار بى اطلاعى نموده و از معرفى وى خوددارى مى كنند. بالاخره سربازان خليفه همه آنان را كه جمعا 40 نفر بوده اند، به قتل رسانده و سر آنان را در آب رودخانه گل رودبار، كه از دهكده در جزين عبور مى نمايد، مى اندازند. در نتيجه سى سر از چهل سر به آب داده شده در محله جنبدان به دست مى آيد و در بقعه سى سر دفن مى گردد و نه سر ديگر در محله نارسا (نه سر) از آب گرفته مى شود و يك سر ديگر در جريان آب ناپديد مى شود. در حال حاضر در دهكده در جزين محلى به نام چهل تن وجود دارد كه تا اندازه اى مويد اين گفتار مى باشد. بناى بقعه ، شامل اتاق بزرگ مربع شكلى است كه به وسيله دو درب بزرگ چوبين به بيرون راه مى يابد. يكى از اين دو درب رو به ميدان ، و درب شرقى آن رو به خيابان واقع است . در چهار گوشه حرم ، چهار فيل پوش كوچك و ظريف به وجود آمده كه به كمك طاقنماها و پاباريكها گنبد كوتاه و بدون ساقه آن را تشكيل مى دهند. داخل بقعه را به وسيله پارچه هاى سبز و چند قاب عكس زينت داده اند. در بالاى دو سر درب شمالى و شرقى تزيينات بسيار زيبايى از آجر به صورت ستاره هاى شش پر متشكل از لوزيهاى به هم چسبيده ديده مى شود. بر بالاى اين تزيينات يك رديف قطاربندى آجرى و در قسمت فوقانى قطاربندى يك سرى تزيينات جالب آجرى ديگر به چشم مى خورد. در طرفين دو درب ورودى ، ستون مدور از آجر قرمز ساخته شده كه بالاى آن دنباله تزيينات سر وجود دارد. ستون ديگر از آجر معمولى به طور ايستاده در گوشه و نبش بنا ايجاد گرديده است . نماى خارجى گنبد از اندود كاهگل پوشيده شده و مى توان آن را فقط يك برآمدگى كوتاه تصور كرد. مجموعه بقعه قريب 5/1 متر از كف خيابان مجاور بلندتر است كه بوسيله سه پله بلند به خيابان متصل مى شود.
سنجاس  
محلى است در قزوين و در آن ابراهيم بن محمد بن عبداللّه بن عبيداللّه بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن على ابن ابى طالب عليهماالسلام به قتل رسيد. ابونصر بخارى در سر الانساب و ابوالحسن عمر در المجدى گويند: طاهر بن عبدالله بن طاهر بن حسين به جنگ او بيرون شد و ابراهيم را در محلى از قزوين به نام سنجاس به قتل رساند، در حاليكه گروهى از خاندان ابوطالب همراه وى بودند. (170) مولف گويد: سنجاسى كه فعلا از آن اسم مى برند از توابع زنجان مى باشد.
شيراز 
شيراز مركز استان فارس را مورخين قديم اسلامى از جمله شهرهايى دانسته اند كه عربها در آن مركزيت داشته اند و عربها هنگام فتح اصطخر در آن شهر اردو زدند جغرافيدانان ايرانى و عرب در وصف شيراز و حوادثى كه بر آن گذشته ، سخنها گفته اند و گروهى از علما و شعرا بدانجا منسوبند. (171)
شيراز
واردين به شيراز از اولاد عباس به على عليهماالسلام ، برخى از فرزندان عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام مى باشند كه اسامى آنان ذيلا ذكر مى شود:
حسين بن على بن اسماعيل بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام . بازماندگانش عبارتند از: عبيدالله ، طيب ، محمد، عبدالله كه از وى فرزند ذكورى باقى نمانده است ، ابوطالب و على از اين دو نيز فرزندى باقى نمانده و همچنين سكينه كه از وى نيز فرزندى باقى نمانده است . (172)
امامزاده جعفر عليه السلام 
جناب جعفر بن فضل بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن امير المومنين عليه السلام ، ملقب به غريب . قبرش در شيراز بوده و مشهور به سيد حاجى غريب است . (173)
اين امامزاده عظيم الشان ، دو لقب دارد: يكى تاج الدين و ديگرى غريب كه در شيراز به سيد غريب مشهور است . وى كه فقيه ، اديب و زاهد مشهورى بود، در شيراز بدرود جهان گفت . در محله دروازه كازرون آن شهر به خاك سپرده شد. مرقد شريفش زيارتگاه اهل دل است و به تجربه رسيده كه هركس در آن بقعه مباركه سوگند دروغ ياد كند در آن سال عمرش تمام شود.(174) جناب حسن بن اسماعيل بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن اميرالمومنين عليه السلام ، در شيراز بوده است . (175)
صعده 
صعده : (به فتح حرف اول و سكون دوم ) نام منطقه آبادى از يمن است كه تا صنعاء شصت فرسنگ ، و تا خيوان شانزده فرسنگ فاصله دارد. (176)
صعده
واردين به صعده از اولاد عباس بن على عليه السلام ، برخى از اولاد عبيدالله ابن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام مى باشند كه ذيلا معرفى مى شود: ابو عبدالله محمد تاتور (177) بن حسن بن حسين اصغر بن على بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام وى در صعده به شهادت رسيد و بازماندگانش عبارتند از: حسين ، عبدالله و ابوالعباس ‍ محمد (178)
طالقان 
امامزاده ابراهيم ناوه طالقان
امامزاده ابراهيم در قريه تكيه ناوه طالقان ، كه از نقاط كوهستانى سلسله جبال البرز مى باشد، و نزديكى قلعه مشهور و بلند آوازه قلعه قاليس (179) كه اكنون متروك است ، بقعه امامزاده ابراهيم قرار دارد كه فيض معنويتش زوار زيادى را از دور و نزديك به خود جذب مى كند. دستجات سينه زنى ، در ايام مناسب و مقتضى ، به آن آستانه مقدسه مى روند و همچنين محل دفن شيعيان در آنجا مى باشد. موقوفات اين مضجع چندين رقبه است بر روى ضريح چوبى مقدسش نسب نامه اى به عبارت زير درج گرديده است : المرقد المنير امامزاده ابراهيم بن على بن ابراهيم بن حسين بن عبدالله بن عباس بن امير المومنين على بن ابى طالب عليه الصلاه و السلام ، ثلاث و ثمانين سته ماه (683) كلمه سلطان محمد خدابنده هم جزو نوشته هاى روى آن ضريح بوده . اين سند بسيار نفيس و باقدمت است . صندوق ضريح مزبور با همت و توجه سلطان محمد خدابنده ساخته و تهيه شده است . سلطان محمد خدابنده ياد آور نام دو تن از سلاطين : سلطان محمد خدابنده پادشاه مشهور سلسله ايلخانى ، و نيز شاه محمد خدابنده يكى از سلاطين صفويه و پدر شاه عباس كبير معروف است . (180)
طبرستان 
طبرستان ، شامل سرزمين گسترده و شهرهاى زيادى است كه بيشتر كوهستانى و معروف به كوههاى البرز است و در راستاى ساحل جنوبى بحر قزوين (بحر خزر در شرق و شمال قومس امتداد دارد. مركز طبرستان ، كه امروزه به نام مازندران معروف مى باشد، آمل است . (181)
طبرستان
واردين به طبرستان از اولاد عباس بن على عليه السلام ، برخى از فرزندان عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام مى باشند كه اسامى آنان بدين قرار است :
1. از جمله منتقلان مدينه به طبرستان ، طاهر بن محمد لحيانى فرزند عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام است كه فرزندانش در جحفه و بغداد بوده اند.
2. على بن ابراهيم بن محمد لحيانى فرزند عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام .
3. برخى از اولاد قاسم بن محمد لحيانى فرزند عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام
4. اولاد محمد بن موسى بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام
اسامى واردين به طبرستان از اولاد حمزه بن حسن بن عبيدالله بن عباس ‍ عليه السلام نيز بدين شرح است : حسن به قاسم بن حمزه - شبيه بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام ، كه مادرش رقيه دختر محمد بن عبدالله بن اسحاق اشرف فرزند على بن عبدالله پسر جعفر بن ابى طالب عليه السلام مى باشد. برخى از اولاد ابراهيم بن جعفر جحش ، فرزند عبدالله (182) بن عباس بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام هم از واردين به طبرستان هستند.
مرقد شريف جناب على بن حسين بن حسن بن على بن حسين بن قاسم بن حمزه بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن اميرالمومنين عليه السلام در طبرستان است امامزاده على در پل كجور، محتمل است شخصيت فوق الذكر باشد، يا على بن محسن و احتمالا على بن ابى طالب مذكور. (183)
طبريه 
طبريه از نواحى شام ، شهركى است واقع در كنار درياچه اى معروف به همين نام ، و از نواحى اردن در سمت غور است و فاصله آن تا دمشق و نيز بيت المقدس سه روز راه است . شهرى است از طول گسترده ، اما كم پهنا، تا آنجا كه به كوه كوچكى مى رسد و آخرين ساختمان آن در پاى كوه قرار دارد و داراى چشمه هاى آب گرمى است كه مردم براى استحمام و استشفا بدانجا مى روند. (184)
طبريه
واردين به طبريه از اولاد عباس بن على عليه السلام برخى از فرزندان عبدالله بن عبيدالله بن حسن عبيدالله بن عباس عليه السلام مى باشند كه اسامى ايشان از قرار زير است :
1. حسين بن سليمان بن محمد لحيانى ، فرزند عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس .
2. يكى از فرزندان فضل بن محمد لحيانى پسر عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس ، كه در طبريه كشته شد.
3. بعضى از اولاد حسن بن اسماعيل بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام . (185)
جناب محمد بن حمزه بن عبدالله بن عباس بن حسن بن عبيدالله بن عباس ‍ بن اميرالمومنين عليه السلام ، در سال دويست و نود و يك هجرى در قريه اى از قراى طبريه مقتول شد. (186)
قزوين 
قزوين ، نام شهر مشهورى است كه تا رى 27 فرسخ و تا ابهر 12 فرسخ فاصله دارد. بين آن و سرزمين ديلم كوهى فاصله است . لسترنج ، در توصيف آن حرفهاى زيادى زده و گفته هاى جغرافى دانان عرب و ديگر ملل را نقل كرده است . (187)
قزوين
واردين به قزوين از فرزندان عباس بن على عليه السلام ، برخى از فرزندان عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام مى باشند. (188)
امامزاده ابراهيم در قزوين
ابراهيم بن محمد بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام در قزوين به قتل رسيد.
ابوالفرج اصفهانى در مقاتل و ابوالحسن عمرى در المجدى و ابونصر بخارى در سر الانساب از او به نيكى ياد كرده اند. وى با كوكبى حسين بن احمد بن محمد بن اسماعيل بن محمد الارقط بن عبدالله باهر بن على زين العابدين عليه السلام قيام كرد و بر قزوين و ابهر و زنجان غلبه يافتند و طاهر بن عبدالله بن طاهر بن حسين در زمان معتز به سوى آنها بيرون شد و ابراهيم در محلى از قزوين كه به آن سنجاس گويند به قتل رسيد و حسين بن احمد به طبرستان گريخت و حسن بن زيد داعى او را به قتل رسانيد. (189)
قصر ابن هبيره 
قصر ابن هبيره ، منسوب به بنيانگزارش يزيد بن عمر بن هبيره فزارى غطفانى مى باشد كه فرمانرواى عراق از طرف مروان حمار آخرين پادشاه مروانى بوده است . وى آنجا را ساخت اما زنده نماند تا به پايان برساند. سفاح عباسى كه به خلافت رسيد آنجا را مقر خود قرار داد و سقف كاخهاى آنجا را تكميل كرد و بر بناهاى آن افزود و آن را به نام جدش هاشم ، هاشميه ناميد تا نام جدش جاويد بماند، اما مردم هميشه آن را به همان اسم اولش ‍ مى خواندند و او مى گفت : تعجب مى كنم كه نام ابن هبيره از زبان مردم نمى افتد اين بود كه آنجا را ترك گفت و به جاى آن ، شهر هاشميه را كه تا امروز آثارش باقى است بنا كرد.
قصر ابن هبيره بزرگترين شهر بين بغداد و كوفه بوده در بالاى رودى قرار داشت كه از سورا سر بر مى آورد و به آن نهر آبى رحمى مى گفتند. از بالاى قصر شروع مى شد و به سورا در پايين قصر مى ريخت . موقعى كه ستاره شهر حله طلوع كرد و آوازه اش در آغاز قرن ششم هجرى همه جا پيچيد، ستاره اقبال شهر ابن هبيره ، يا قصر اين هبيره ، غروب كرد. به طورى كه بعدها تعيين محل قصر مذكور دشوار شد، اگر چه بعضى نقشه هاى جغرافيايى آن را به صورت خرابه هاى زيادى ، در چند ميلى شمال خرابه ها و آثار گسترده بابل قديم ، نشان مى دهد. (190)
قصر ابن هبيره
واردين به قصر ابن هبيره از فرزندان عباس بن على عليه السلام ، برخى از فرزندان عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس بن (191) على عليه السلام اند، كه مشخصات آنها را ذيلا مى خوانيد:
ابو احمد ابراهيم بن يحيى اطروش فرزند موسى بن محمد بن اسماعيل بن عبدالله بن عبيدالله بن حسن بن عبيدالله بن عباس عليه السلام وى بازماندگانى در كوفه داشته است و اعقاب او عبارتند از: احمد، محمد و حسن . (192)
قم 
قم به ضم (ق ) و تشديد (م ) كلمه اى است فارسى و شهرى است كه (معمولا) با كاشان ذكر مى شود طول قم (از نظر جغرافيايى ) 64 درجه و عرض آن 34 درجه و دو سوم درجه است ، و آن شهرى است جديد و اسلامى كه از ايرانيان (قبل از اسلام ) در آن نشانى نيست . نخستين كسى كه آن را بصورت شهر در آورد طلحه بن احوص اشعرى بود. در قم آب انبارهايى است كه در سردى و گوارايى آب آن در روى زمين نظير ندارد. قم از نظر جغرافيايى ميان اصفهان و ساوه واقع است شهرى بزرگ و تميز است و تمام اهاليش شيعه دوازده امامى هستند. آغاز شهر شدن آن زمان حجاج بن يوسف به سال 83 هجرى بوده است ، سببش آن بود كه عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بن قيس از سوى حجاج امير سيستان بود و به گفته حموى در معجم البلدان ، ج 7، صفحات 159 - 160 بر عليه او قيام كرد. گروهى از خاندان ابوطالب و فقهاى شيعه در قم دفن شده اند كه عبارتند از:
1 - سيده جليله فاطمه دخت امام موسى كاظم عليه السلام ، سيد مهدى قزوينى در فلك النجاه ، خوانسارى در روضات الجنات ، مجلسى در بحار نقل كرده اند كه قبر فاطمه عليه السلام در قم است . شيخ صدوق در كتاب ثواب الاعمال و عيون اخبار الرضا عليه السلام به اسنادش از پسر امام رضا حضرت امام جواد عليه السلام نقل كرده كه فرمود: (هر كه عمه ام را در قم زيارت كند اهل بهشت است . قال محمد الجواد عليه السلام : من زار عمتى بقم فله الجنه . مجلسى در بحار نقل كرده كه حسن بن محمد قمى (ره ) تاريخى براى شهر خود (قم ) نوشته و در آن مى گويد: از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه : براستى خداى را حرمى است كه همان مكه مى باشد و پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله حرمى دارد كه مدينه است و امير المومنين عليه السلام حرمى دارد كه كوفه است و براى ما هم حرمى است و آن قم مى باشد، و بزودى زنى از اولاد من به نام فاطمه در آنجا دفن شود و هر كه او را زيارت كند بهشت بر او واجب گردد.)
اين سخن را حضرت وقتى فرمود كه مادر حضرت موسى كاظم عليه السلام هنوز به موسى حامله نشده بود. قال الصادق عليه السلام : ان لله حرما و هو مكه و لرسوله حرما و هو المدينه و لاميرالمومنين حرما و هو الكوفه و لنا حرما و هو قم و ستدفن فيه امراه من ولدى تسمى فاطمه من زارها و جبت له الجنه . قال عليه السلام ذلك و لم تحمل بموسى امه . سيد جعفر بحر العلوم در تحفه العالم ، ج 2 ص 36 نقل كرده : (اما فاطمه كبرا دختر موسى كاظم عليه السلام همان است كه امروز به معصومه مشهور است و در قم آرامگاه بزرگى دارد، و نقل مى شود كه گنبد كنونى كه بر روى قبر اوست در سال 529 هجرى به فرمان مرحومه شاه بيگم دختر عماد بيگ ساخته شده ، ليكن طلاكارى گنبد با بعضى جواهراتى كه بر روى قبر نصب شده از آثار فتحليشاه قاجار است .)
2، 3، 4 - قبر زينب ، ام محمد، ميمونه دختران امام محمد جواد عليه السلام به گفته حاج شيخ عباس قمى در سفينه البحار، ج 2، ص 400 در قم كنار قبر فاطمه دختر امام موسى كاظم عليه السلام است .
5 - در قم ، ابوالحسين حسين بن حسن بن جعفر بن محمد بن اسماعيل بن امام جعفر صادق عليه السلام درگذشت ...
6 - در قم ، حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن عبدالله الباهر بن امام على زين العابدين عليه السلام دفن شده ...
7 - در قم ، موسى مبرقع بن امام محمد الجواد بن امام على الرضا بن موسى كاظم عليه السلام مدفون است ...
8 - در قم محمد بن موسى المبرقع بن امام محمد جواد عليه السلام دفن شد...
9 - در قم ، ابو على محمد اعرج بن احمد بن موسى مبرقع بن امام جواد عليه السلام در گذشت ...
10 - در قم ، ابو عبداللّه احمد بن محمد الاعرج بن احمد بن موسى مبرقع بن امام محمد جواد عليه السلام وفات يافت
11 - در قم ، قبر ابراهيم بن محمد اعرج بن موسى بن ابراهيم مرتضى ابن امام موسى كاظم عليه السلام واقع است ...
12 - در قم ، قبر احمد بن اسحاق بن ابراهيم عسكرى بن موسى بن ابراهيم مرتضى بن امام موسى كاظم عليه السلام قرار دارد...
13 - در قم ، قبر حمزه بن احمد بن محمد بن اسماعيل بن محمد بن عبدالله الباهربن امام على زين العابدين عليه السلام قرار دارد...
14 - در قم ، حسين بن محمد بن احمد مختفى بن عيسى بن زيد بن امام على زين العابدين عليه السلام به قتل رسيد...
15 - در قم ، يحيى بن جعفر بن امام على هادى بن محمد الجواد عليه السلام وفات يافت . ابراهيم و يحيى صوفى دو فرزند جعفر بن امام هادى عليه السلام به قم آمدند تا ما ترك خواهر خود بريهه همسر محمد بن موسى مبرقع را مطالبه كنند و چون ما ترك او را گرفتند ابراهيم برگشت ولى يحيى بن جعفر در قم ماند تا در همان جا در گذشت ...
16 - در قم ، قبر احمد بن قاسم بن احمد بن على عريضى بن امام جعفر صادق عليه السلام قرار دارد، و قبر خواهرش فاطمه هم در آن جاست به گفته حاج شيخ عباس قمى در منتهى الامال اثر بقعه قديمى است .
17 - در قم ، على بن مهدى بن محمد بن حسين بن زيد بن محمد بن احمد بن جعفر بن عبدالرحمن بن محمد بطحانى بن قاسم بن حسن بن زيد بن امام حسن بن على بن بن ابى طالب عليه السلام دفن شده است ...
18 - در قم ، قبر محمد بن عبدالله بن حسين بن على بن محمد بن امام جعفر صادق عليه السلام واقع است . در رياض الانساب آمده كه قبر او در قم و به قبر سيد سر بخش معروف است .
19 - در قم ، ابوالقاسم على بن محمد بن حمزه بن احمد بن اسماعيل بن محمد بن عبدالله الباهر بن امام على زين العابدين عليه السلام دفن شده است ...
20 - در حومه قم ، محمد بن احمد بن محمد بن حسين بن على بن عمر اشرف بن امام على زين العابدين عليه السلام به قتل رسيد.
21 - در قم ، قبر ابو جعفر محمد بن على بن محمد بن حمزه بن احمد الرخ بن محمد الاكبر بن اسماعيل بن محمد الارقط بن عبدالله باهربن امام على زين العابدين عليه السلام قرار دارد.
22 - در قم ، گروهى از اصحاب امامان عليهم السلام و كسانى كه از آن بزرگواران روايت مى كرده اند دفن شده اند. از جمله زكريا بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعرى قمى كه موثق و بزرگوار بوده و در خدمت حضرت رضا عليه السلام وجهه اى داشته است .
23 - در قم ، قبر زكريا بن ادريس بن عبدالله بن سعد اشعرى قمى قرار دارد، او از عبدالله و ابوالحسن و رضا (امام صادق ، امام كاظم و امام رضا عليهم السلام ) روايت مى كرده و حضرت رضا عليه السلام بر او رحمت فرستاده است .
24 - در قم ، قبر آدم بن اسحاق بن آدم بن عبدالله بن سعد اشعرى قرار دارد، و قبرش در شيخان الكبير قم مى باشد و مورد اعتماد بوده است
25 - در قم ، قبر على بن ابراهيم بن هاشم قمى است كه در حديث ثقه بوده است .
26 - در قم ، قبر ابوالحسن على بن حسين بن موسى بن بابويه قمى است كه در زمان خود از بزرگان قم و مقدمه بر تمام آنان و فقيه و مورد اعتماد و وثوق بوده و به سال 329 هجرى در گذشته است .
27 - در قم ، قبر احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالك احوس ‍ اشعرى قرار دارد، او از بزرگان قم و مورد اعتماد بود و از ابو جعفر دوم (امام محمد تقى عليه السلام ) و ابوالحسن (حضرت رضا عليه السلام ) روايت مى كرده است و از اصحاب خاص حضرت هادى عليه السلام بود. او صاحب الزمان عليه السلام از ديده است
28 - در قم ، قبر محمد بن قولويه واقع است كه از بهترين ياران سعد بن عبدالله قمى و او پدر ابوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه بود.
29 - در قم ، قبر ريان بن شبيب قرار دارد كه شيخ هاشم خراسانى در منتخب التواريخ از او ياد كرده است . علامه حلى در الخلاصه گويد: (ريان بن شبيب دايى معتصم بوده و موثق است .) و شيخ محمد اردبيلى در جامع الرواه ، ج 1، ص 323 گويد: (ريان ساكن قم بود و مردم قم از او روايت مى كردند و او خود از حضرت رضا عليه السلام روايت مى كرد.)
30 - در قم سيد قطب الدين فضل الله حسنى راوندى سيد ضياالدين ابوالرضا دفن شده وى علامه روزگار خود و استاد پيشوايان زمان خويش ‍ بوده است . اين قول را اردبيلى در جامع الرواه ، ج 1، ص 9 نقل كرده و شرح حالش مفصل است . (193)
امامزاده شاه سيد على عليه السلام قم
گنبد معروف به نام شاهزاده سيد على در جهت شمالى شهر و منتهى اليه كوى جديد خارجى دروازه قم واقع شده است ، كه با امتداد خيابان كمربندى از موقعيت ممتازى برخوردار خواهد گشت .
هر چند كه نسب نامه اين امامزاده عظيم الشان در لوح كاشى مرقدش بدين گونه ذكر شده است :
السيد على بن ابراهيم بن جعفر بن عباس بن امام المتقين اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام ، اما ترديد نبايد كرد كه از اين نسب نامه وسائطى اسقاط گرديده است . زيرا اولا ابوالفضل العباس را فرزندى به نام جعفر نبوده است ، ثانيا در بين پسران وى تنها عبيدالله بن عباس داراى اعقاب بوده است ، ثالثا نسل عبيدالله هم تنها از طريق فرزندش حسن باقى مانده است . بنابراين نسب نامه آن بزرگوار چنين است : على بن ابراهيم بن ابى جعفر حسن بن عبيدالله بن ابوالفضل العباس عليه السلام . على از اسخياى بنى هاشم بوده وبه جلالت قدر و عظمت منزلت متصف مى باشد. و او داراى نوزده پسر بود، از جمله عبيدالله بن على كه سيدى فاضل و شجاع و با تقوى بود و اكثر اوقات را به سياحت مى گذرانيد. كتاب جعفريات ، كه در چند مجلد بوده و متضمن دوره كاملى از فقه شيعه است ، تصنيف اوست و در سال 312 درگذشته است . به هر صورت بارگاه شاهزاده سيد على - پس ‍ از آستانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها - بيش از ساير بقاع مقدسه قم مورد توجه عمومى قرار داشته و محل نذورات و مزار همگانى و مركز اجتماع و اعتكاف ارباب حاجات بويژه دردمندان است . به گونه اى كه كمتر زمانى است كه يك تا چند نفر در آنجا معتكف نباشند. مزار شاه سيد على داراى بقعه و قبه و رواق و ايوان و صحن و آب انبار و بيوتاتى از حجره و غرفه مى باشد، كه ذيلا به توصيف آنها مى پردازيم .
بقعه
بقعه از داخل به صورت هشت ضلعى مختف الاضلاع به دهانه 6 متر و ارتفاع 9 متر است كه در جهات اصلى آن چهار شاه نشين به دهانه 50/2 متر قرار دارد كه از هر يك در بى به خارج گشوده مى شود و اضلاع فرعى آن به شكل مورب بوده و هر يك به اندازه 6/1 متر است . ازاره بقعه مزبور به ارتفاع 15/1 متر، مزين به كاشيهاى خشتى فيروزه فام تجديدى است و بالاى آن تمام جدار از جرز و اسير و بغله هاى سفيد كارى آسمانى رنگ تهى از تزيينات هنرى است كه از روحانيت خاصى برخوردار است .
ايوان
در جهت جنوبى بقعه ، ايوانى است به دهانه 5، عرض 4 و ارتفاع 7 متر با ازاره كاشيكارى و جدار سفيد كارى و پوشش رسمى بندى و جرزها و جبهه ولچكهاى كاشيكارى معرفى و يا كاشيهاى خشتى منقش و هفت رنگ مى باشد. در دو جانب ايوان دو حجره ، و بر فراز آنها غرفه هايى زيبا وجود دارد كه جبهه ولچكهاى آنها نيز مزين به كاشيكارى است .
صحن
جلوى ايوان ، صحنى مروح و مربع به وسعت 21*21 متر با جدار نمابندى آجرى قرار دارد كه ابنيه و بيوتات بقعه ، ضلع شمالى آن را پوشانده است . در مدخل بقعه ، زير ايوان ياد شده يك زوج درب منبت كارى شده قرار دارد كه جديدا نصب گرديده و روى چهار چوب و سر در و تنكه هاى روى دو لنگه آن كتيبه هاى افقى و عمودى متعددى وجود دارد كه روى آن به خط نستعليق برجسته عبارات و ابيات زير منبت شده است :
يا على ، آن بنده مظطر منم
بر در اكرام توا فقر منم
عمل استاد محمد بن ابوالحسين - هشتم ذى الحجه 1334 ق
مدخل بقعه
هر كس به على روى تولى نكند
در باغ جنان به حشر ماوى نكند
بالله بجز على و اولاد على
دردى ز كسى ، كسى مداوا نكند
اولاد على كه اصل ايمان شده اند
دردا كه قتيل تيغ عدوان شده اند
مجموع چو آفتاب ، و ماه انجم
در جمله آفاق پريشان شده اند
اين بارگاه كيست كه با عرش همسر است
اين بارگاه قدس ز فرزند حيدر است
شهزاده اى كه دفن بود اندرين مكان
نامش على و زاده ساقى كوثر است
عباس جد اوست ابراهيم باب وى
نور دو چشم فاطمه خاتون محشر است
هر كس كه گشت زائر قبرش ز روى صدق
جايش بهشت و تحت لواى پيمبر است
باشد ولى حضرت معبود ذى الجلال
اين سيد جليل ، كه محبوب داور است
گمنام زن تو دست توسل به دامنش
كو شافعت به نزد خداوند اكبر است
خواهد هر آنكه حاجت از اين شبل مرتضى
بيشك بدان كه حاجتش از وى ميسر است
دار الشفاست مركز درمان دردها
اين مرقد شريف كه دائم منور است
بسم الله الرحمن الرحيم
هذا المرقد الشريف الجليل شاهزاده سيد على بن ابراهيم بن جعفر بن عباس بن اميرالمومنين عليه السلام عمل محمد فرزند جعفر، مورخه 1 ذى الحجه 1374 به قلم مرتضى ايازى
ضريح و مرقد
در وسط بقعه ضريحى است مشبك از چوب رنگين به رنگ سبر كه لب آن از بالا قاب بندى و تنكه سازى گرديده و در پرده اى از حرير سبز رنگ پوشانده شده است . درون آن مرقدى است به ارتفاع 20/1، طول 2 و عرض 50/1 متر كه بدنه آن از پنج جهت آراسته به كاشيهاى خشتى منقش ‍ هفت رنگ عصر فتحعلى شاه مى باشد.
سطح مرقد از چهار جانب داراى حاشيه است در وسط دو رديف كاشيها دوالى از خشتهاى كاشى 40*20 منقش هفت رنگ كه روى خشتهاى طرف بالاى سر كتيبه اى است به خط ثلثى نسخ طلايى در زمينه لاجوردى متضمن نسب نامه امامزاده با همان اسقاطات بدين عبارت :
هذا المرقد المنور و المضجع المطهر امامزاده واجب التعظيم و التكريم امامزاده السيد على عليه السلام بن ابراهيم بن جعفر بن عباس بن امام المتقين على و اميرالمومنين حيدر بن ابى طالب صلوات الله عليهم اجعمين
گنبد
بر فراز بقعه ، گنبدى است شلجمى مشابه خودى سراپا آراسته به كاشيهاى گره سازى الوان به ارتفاع 7 متر و قطر 7 متر، داراى عنقى استوانه اى به ارتفاع 40/2 متر مزين به كاشيكارى معرقى (از آجر كلوكى و كاشى گرهى ) با چند كمربند دندانه آجرى كه پيش داده شده است و در مقرنس آجرى بر روى يكديگر كه نيز پيش آمدگى دارند و در داخل هر حوضچه مقرنس چند پارچه كاشى كلوگى فيروزه رنگ و يا مشكى به كار برده شده است و بالاى آنها كتيبه اى است به عرض 45 سانتى متر از كاشيهاى خشتى به خط ثلثى سفيد در زمينه لاجوردى كه روى آن آيه مباركه نور (الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه ) تا (و هو العزيز الحكيم ) صدق الله العلى العظيم فى سنه 1342 حرره حسين ارسطو خوانده مى شود
و تارك آن شلجمى و آراسته به كاشيهاى گرهى كه روى آن در بالا چند نام جلاله و در وسط چند اسم محمد صلى اللّه عليه و آله و در پايين در محاذات آنها چند نام على عليه السلام به طور متعاكس از كاشيهاى الوان تجلى يافته است . بالاى گنبد ميله اى است كه بر فراز آن لامپ برقى به صورت (الله ) روشن مى گردد. نيز در جانب غربى بقعه ، رواقى موسع ، و در خارج صحن آن آب انبارى نوساز وجود دارد. البته ساختمان تازه تغييراتى به وجود آمده است . (194)
كرامات شاه سيد على عليه السلام 
1. يك شب بيتوته كردند و شفاى بچه را گرفتند
اول اسفند ماه 1371 شمسى خانوده اى از اصفهان به قم عزيمت نمودند تا شفاى كودك خردسال خويش را بگيرند ساعات اول شب ، ماشين حامل خانواده آنان را در صحن امامزاده سيد على عليه السلام پياده كرد. بچه مريض را به ضريح دخيل بسته ، يك شب بيتوته كرده و شفاى بچه را گرفتند. طبق اظهارات پدر كودك به نام حسن و مادرش موسوم به فخر السادات (ساكن اصفهان ) كودك مزبور از همان بدو تولد به بيمارى فلج دچار بود و پدر و مادرش پس از مراجعات مكرر به پزشكان از همه آنها قطع اميد نمودند، تا اينكه آدرس امامزاده شاه سيد على را به آنها مى دهند و به حول و قوه الهى شفاى كامل فرزند خويش را از آن بزرگوار مى گيرند. تاريخ خبر توسط پدر كودك 2/12/71
2. آبى به وسيله خانمى به من داده شد.
خانم بابا حسينى ، كه دخترش از شفا يافتگان مرقد مطهر شاه سيد على است ، مى گويد:
اين جانب شهر بانو بابا حسينى (ساكن جنت آباد قم ) مادر مريض اقدس ‍ خراسانى كه دخترم پس از بستن لوله هاى رحم دچار مرض شد. پس از بسترى شدنهاى مكرر در بيمارستانهاى قم و جاهاى ديگر، از علاجش ‍ نااميد شديم ، سپس به آستان امامزاده سيد على آمده و متوسل به وى شديم . خود مريضه ، خانم اقدس خراسانى ، مى گويد: ديدم شب اول در عالم رويا آقايى كه لباس و قد بلندى داشت تشريف آوردند و فرمودند: اين بشقاب برنج را بگير و بخور. من اول امتناع كردم و سپس خوردم . آنگاه آبى بوسيله خانمى به من داده شده و گفت : عزيزم چه شده است ؟ گفتم : خانم من گرفتارم ، مريضم . فرمودند: صبر كن . چند روز بعد شب جمعه ، در خواب ديدم آقا با لباس سفيد و عمامه سبز و قد بلند دو مرتبه دور قبر دور زندند و بار سوم از درب مرقد بيرون آمدند و رو به پسرم كرده و گفتند: عزيزم ، مادرت را خيلى دوست دارى ؟ بلند شو با مادرت برو منزل ، مادرت خوب شد.
مادر مى افزايد كه ، بعد از ظهر پنجشنبه جارو را برداشتم حرم را جارو كنم ، اولين بار كه جارو را به زمين زدم ، ديدم آقا سيدى لباس سفيد در تن و دستار سبز بر سر داشتند، و يك پنج تومانى به دست من دادند و تا من برگشتم چيزى بگويم ديدم نيستند. الحمداللّه مريض سالم و شفا گرفته ، از حرم به طرف منزل رفتند.
قم ، خيابان آذر، شهرك طالقانى ، ده مترى دوم ، مسجد على اكبر عليه السلام ، منزل ابوالفضل براتى ، پلاك 18، سن مريض : 28 سال ، شغل : خانه دار

Prev page

fehrest page

Next page